از امکانات وبلاگ دادن مشاوره به صورت آنلاین ، در اختیار قرار دادن تحقیقات و مقالات انجام شده در ویلاگ با فرستادن یک پیام ، درج کردن مقالات دانشجویان و خوانندگان عزیز با اسم خود آنها، دادن مشاوره به دانشجویان عزیز در زمینه نوشتن پایان نامه و تحقیقات خود
تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 | 10:7 | نویسنده : ریبوار کارگر

به نام خدا

کاروزی یکی از واحدهای علمی است برای رشته های علوم تربیتی که برای گذراندن این واحد دانشجویان باید با گرفتن معرفی نامه از دانشگاه و آموزش و پرورش به یکی از مراکز پیش دبستانی و دبستانی مراجع نمایند . ما نیز .......... و ............ برای این منظور به مدت هشت جلسه به یکی از مراکز پیش دبستانی رفتیم و حال به ارایه گزارشی از این جلسات می پردازم برنامه این پیش دبستانی چرخشی بود ما در این جلسه که به پیش دبستانی رفتیم نوبت صبح بودند

در جلسه اول مورخ 27/01/1390شنببه ساعت 9 تا 12 به دبستان ابتدایی پسرانه هجرت رفتیم . در این جلسه اول ابتدا نزد مدیر دبستان رفتیم با دادن معرفی نامه به ایشان و معرفی خود از مدیر مدرسه خواستیم که با همکاری لازم را نمایند در این جلسه در مورد موقعیت دبستان و فضای فیزیکی دبستان با مدیر دبستان گفت و گو کردیم و ایشان درباره فضای فیزیکی دبستان توضیحات کافی را دادند . که در گزارش اول توضیح داده شده است و ما نیز به بازدید از فضای دبستان پرداختیم ، بعد از این که با مدیر دبستان صحبت کردیم به کلاس پیش دبستانی رفتیم که خود را به مربی  معرفی کردیم و درباره کار خود به مربی توضیحاتی دادیم این کلاس پیش دبستانی دارای یک مربی و یک کمک مربی بود که با کمال همکاری ما را در این کار کمک کردند مربی جزئیات کار خود و کمک مربی را برای ما توضیح داد .

دراین جلسه کمک مربی توضیحات لازم را درباره چگونگی کارشان برایمان توضیح داد و مربی به اداره کلاس پرداخت هنگام نزدیک شدن به ظهر که شهر اولیا نوآموزان به  پیش دبستان آمدند و نوآموزان را به خانه بردند .

جلسه دوم : روز یک شنبه 28/01/1390 ساعت 9 تا 12

در این جلسه مربی توضیحاتی درباره چگونگی آموزش در پیش دبستانی توضیح داد با این توضیحات که آموزش پیش دبستانی آموزش بسیار ضروری که زمینه را برای آموزش در دبستان فراهم می کند و کودک دراین مقطع بسیاری از مفاهیم اساسی مانند مفاهیم عددی،  زمان ، مکان و جهت های اصلی را یاد بگیرد.

آموزش در این مقطع هیچگاه بدون برنامه و طرح ریزی قبلی انجام نمی شود بر همین اساس مربیان برای آموزش هفتگی خود که شامل آموزش واحدهای از قرآن ، دینی ، علوم و ریاضی هنر و نقاشی ، کاردستی ، شعر و قصه خوانی می باشد را تدوین کرده بودند لذا هر روز طبق برنامه تدوین شده به کار خود می پرداختند .

در این جلسه مربی به نو آموزان آموزش نقاشی را با استفاده از مداد شمعی و استفاده از ناخن به جای مداد را داد شیوه کار به این گونه بود که ابتدا نقاشی ها را با مداد شمعی می کشیدندو بچه ها با استفاده از ناخن به نقاشی کشیده شده حالت واقعی تری مدادن نوآموزان با استفاده از وسایل خود شروع به کشیدن نقاشی می کردند و اگر یکی از نوآموزان وسایل کار را همراه نداشت از وسایل دوستانش استفاده می کرد. مربیان هم نظاره گر نو آموزان بودند و آنها را تشویق می کردند تا شوق بیشتری برای ادامه داشته باشند بعد از تمام شدن زمانی که برای نقاشی کردن نوآموزان گذاشته بودند مربیان نقاشی ها را جمع آوری کردند و کار هرکدام را در گوشه ای که هر جلسه کار نوآموزان در آن جمع آوری می شد گذاشتن نو آموزان برای استراحت به میان مدرسه رفتند .

بعد از چند دقیقه ای بازی و تفریح به کلاس برگشتتند وقتی هم که به کلاس برگشتند مربی غذا خوارکی نوآموزان را به آنها داد در حین خوردن مربی به آنها می گفت که نباید اصراف  کنند و صحیح غذا بخورند و بعد از خوردن مربیان و نوآزموزان باهم کلاس را مرتب کردند و نزدیک ظهر که شد اولیا نوآموزان به دنبال آنها آمدند تعدادی هم که سرویس داشتند ، سرویس به خانه رفتند.

در روز دوشنبه 29/01/1390 که در ساعت 9 تا 12 به کلاس رفتیم .

در این جلسه مربیان به آموزش درس علوم پرداختند که بحث آنها درباره شناسایی درخت بود مربی به صورت مجسم و برای اینکه نوآموزان بهتر یادبگیرند.

بوته ای را به کلاس آورد که قسمت های محتلف درخت را با استفاده از تشریح بوته به آنها آموزش دهد و بعد از هر کدام از نوآموزان خواست که تک تک به قسمت های مختلف درخت دست بزنند و آن را لمس کنند تا بدانند که تنه بزرگ تر از شاخه ها است و بر روی شاخه ها هم برگ وجود دارد. بعد به نوآموزان گفت که نباید هیچ گاه به درختان آسیب برسانند و آنها بشکنند چون درختان علاوه بر میوه ای که دارند هوا را هم تمیز می کنند . هنگامی که درس تمام شد نوآموزان به حیات مدرسه رفتند بعد از 15 دقیقه تفریح به کلاس برگشتند اگر یکی از نوآموزان در حین تفریح فضای را انجام داده بود نوآموزان دیگر به مربی می گفتند و مربی هم به او تذکر می داد که دیگر خطایی انجام ندهد و در صورت تکرار کار خود به اولیا نوآموزان می گفت . بعد مربی برای نوآموزان داستان مورد علاقه آنها را خواند داستان های که مربی خواند کدام دارای مفاهیم خواهی بودند

مربی برای اوج دادن به داستان از نو آموزان می خواست که خود به ادامه داستان پبردازند و هر کدام با قوه تخیل خود به ادامه داستان می پرداختند  تا اتمام کلاس جلسه بعدی رفتن  به کلاس هم روز شنبه مورخ 3/2/1390 ساعت 2 بعدازظهر در این روز مربیان برای نوآموزان فیلم کارتون بخش کردند هنگام پخش فیلم مربی هرگاه می دید که یکی از نوآموزان خسته است به او می گفت که به حیات برود دست و صورت خود را بشوید و دوباره به کلاس برگردد تا خستگی اش برطرف شود.

وقتی که مربی دید که نوآموزان دیگر به دیدن ادامه فیلم تمایل ندارند ادامه فیلم را برای جلسه دیگر درس گذاشت یکی از نوآموزان که در پخش فیلم مدام به چشمانش دست می زد مربی متوجه شد که چشمانش ضعیف است و این موضوع را با اولیا نوآموز در میان گذاشت بعد از اتمام فیلم نوآموزان برای استراحت به حیات مدرسه رفتند بعد از آمدن به کلاس مربی به آنها شیر و خرما داد بعد نوآموزان سرجای خود نشستند مربی از آنها خواست که دفتر شطرنجی خود را بیرون آورند نوآموزان دفترهای خود را بیرون آوردن و به کشیدن شکل های مختلف پرداختند بعد از تمام شدن نقاشی ها آنها را رنگ آمیزی کردند و هر کدام که شکلهای زیبایی را می کشیدند مربی به آنها مهر صد آفرین می داد که یکی از نو آموزان علاقه زیادی به این مهرها داشت و هر موقع که مربی به او مهر می داد او نیز شوق بیشتری پیدا می کرد.

 در جلسه بعدی که به کلاس رفتیم روز یک شنبه 4/2/1390 ساعت 2 بود در این جلسه مربیان شکل های مختلف مثل میوه و حیوانات را بر روی مقوا می کشیدن  بعد با قیچی به بردیدن آنها پرداختند و با استفاده از پولک و کاغذ رنگی و آب رنگ شکل ها را زیبا می کردند بیشتر نو آموزان چون ماهی را دوست داشتند شکل ماهی را می کشیدند و آن را نقاشی کردند و با استفاده از پولک های رنگ رنگ آنها را زیباتر می کردند.

و مربیان کار هر کدام را که زیباتر بود به دیوار کلاس می کوبید بعد از اتمام کار و کمی  استراحت و خوردن میوه که از طرف اولیا تهیه شده بود  مربی به نو آموزان گفت که کتابهای شکوفه خود را روی میز بگذارند و درس آنها درباره مرد کشاورزی که محصولات بوته ای و درختی و ریشه ای داشت . بوته ای مانند خیار ، درختی مانند سیب و ریشه ای مانند هویچ و تربچه بعد از آشنا شدن با این میوه ها و رنگ آنها در پایان صحفه شکل میوه ها را با رنگ متناسب آنها رنگ می زدند . در ابتدا نوآموزان خود را به کتاب نگاه می کردند هرچه درباره میوه می دانستند می گفتند بعد مربی درباره خواص آنها و این که هر کدام از میوه ها در چه فصلی هستند توضیحاتی داد نوآموزان هم در آخر میوه های کشیده شده در کتاب را با رنگ متناسب خود رنگ زدند.

جلسه بعدی هم در روز 5/2/1390 ساعت 2 بعدازظهر

در این جلسه که به کلاس رفتیم مربی در ابتدا در مورد زنبور عسل با نوآموزان صحبت کرد درباره چگونگی زندگی آنها چگونگی تولید عسل با این توضیحات که زنبورهای عسل به صورت دسته جمعی در یک کندو زندگی می کنند آنها در طول روز در باغ و گلزارها می گردنند و شیره گل ها را می مکند و بعد به کندو می برند مربی بعد از توضیحاتی درباره زنبور از نوآموزان خواست که هر کدام شکل زنبور عسل را بکشند و رنگ آمیزی کنند در اتمام کار مربی هر کدام از نقاشی نوآموزان را در پرونده آنها گذاشت بعد مربی شعری درباره زنبور عسل خواند و آن را چند مرتبه تکرار کرد تا نوآموزان یادبگیرند . شعری که مربی برای نوآموزان می خواند این بود:

 

وز وز وز زنبور کم                           ببین دوبال کوچکم

سر می کشم به گلها                         به باغ و کوه و صحرا

من روی گلها می شینم                    به آن گلک سر می کشم

شیره شیرین می خورم                      شیره به کندو می برم

خرسک دزد و بی حیا                      سر می کشد به کندوها

ما وزوک و نیش می زنیم                به جونش آتش می زنیم

عسل دارم عسل عسل                    خرس سیاه کندو بغل

وقتی که نوآموزان با این شعر آشنا شدند مربی از آنها خواست که این را در خانه هم تکرار کنند تا آن را حفظ کنند . بعد از کمی استراحت نوآموزان و خوردن تنقلات مربی به آنها درباره مفاهیم و شکلهای ریاضی مانند دایره و مربع و مستطیل با نوآموزان بحث کرد . برای تفهیم بیشتر مربی از جعبه های مربعی و مستطیلی و توپ استفاده کرد.

جلسه هفتم  10/2/1390

در این جلسه در ساعت اول مربیان به نوآموزان خمیر بازی را نشنان می دادند مربیان می گفتند که چون خیمر بازی برای نوآموزان مضر و دارای رنگ های شیمایی است و ممکن است که نو آموزان در حین بازی با خمیر به دهن و چشمان خود دست بزنند و مریض شوند مربیان از خاک تمیز غربال شده را به گل تبدیل می کردند و به هر کدام از نوآموزان تکه ای از این گل ها را می دادند نوآموزان با استفاد از آن شکلهای زیبایی از جمله آدمک ، ماشین ، لیوان و کوزه را درست می کردند و بعد از این که خشک می شد آن را با استفاده از آب رنگ رنگ آمیزی می کردند بعد از این که کار نوآموزان تمام شد مربی آنها را برای پیاده روی دست جمعی به حیات مدرسه برد بعد از کمی پیاده روی به ورزش و بازی پرداختند . ورزش و بازی های که نوآموزان انجام می دادند متناسب با سن آنها بود .

در جلسه هشتم که جلسه آخر بود روز 11/2/1390 که به پیش دبستانی رفتم از مربی کلاس اجازه گرفتیم که ما خود کلاس را اداره کنیم و مربی کلاس باشیم و در صورت لزوم از آنها کمک بخواهیم ما در این جلسه با نوآموزان درباره چگونگی عبور از خیابان و این که چگونه به این طرف و آن طرف خیابان بروند و در جاهای که پل هوایی وجود دارد از آن استفاده کنند صحبت کردیم .

در ابتدا نظر نوآموزان را در این باره پرسیدیم بعد ما هم برای جمع بندی نظر نوآموزان چگونگی صحیح عبور کردن از خیابانو درباره چراغ راهنمایی توضیح دادیم با این توضیحات که چراغ راهنما دارای سه رنگ است سبز ، زرد ، قرمز که رنگ سبز یعنی عبور کنید ، رنگ زرد یعنی آرام حرکت کنید و رنگ قرمز نشان دهنده عدم حرکت است بعد از نوآموزان خواستیم که با استفاده از کاغذ های رنگی چراغ راهنما درست کنند . درپایان هم با نوآموزان این شعر را خواندیم :     

منداله ئازیزه کان                          له ریگه و شه قامه کان

تیشکیکی یاساهه یه                     سی گاوپب پیوه یه

ئه م تیشکانه سه رنگن                  وانه زانی بی دنگن

سه وز پیت ده لی بی برو              زه ردیش ده لی سه رخو

سوریش ده لی راوسته                یاسایی زور پیویسته

قه دری یاسا بزانه                        پیوستی بو هه موانه

بعد از مربیان و مدیر مدرسه و نوآموزان به خاطر همکاری با ما تشکر کردیم                  



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ