X
تبلیغات
مقالات مشاوره و راهنمایی - ترس از مدرسه در کودکان
از امکانات وبلاگ دادن مشاوره به صورت آنلاین ، در اختیار قرار دادن تحقیقات و مقالات انجام شده در ویلاگ با فرستادن یک پیام ، درج کردن مقالات دانشجویان و خوانندگان عزیز با اسم خود آنها، دادن مشاوره به دانشجویان عزیز در زمینه نوشتن پایان نامه و تحقیقات خود
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 | 20:13 | نویسنده : ریبوار کارگر

ترس ازمدرسه درکودکان

ترس ازمدرسه به اجتناب وبی میلی شدید برای رفتن به مدرسه گفته می شود ، کودکان مبتلا به این مشکل ازنگرانی درباره وقوع یک اتفاق ناگوار صحبت می کنند وازعلائم جسمی مانند سردرد ، دل درد ، درد معده وتهوع شکایت دارند . به دلیل اهمیت ترس های دوران کودکی وتاثیر سوء آن دررشد خلاقیت ، یادگیری وپیشرفت تحصیلی وبروز اختلالات دربزرگسالی، دراین مقاله به بررسی مفهوم ترس ازمدرسه ، دیدگاه نظری وسبب شناسی آن ، تفاوت ترس ازمدرسه با فرارازمدرسه وتدابیر درمانی دراین زمینه پرداخته شده است .

ترس ازمدرسه یک پدیده روانی – اجتماعی درزندگی کودکان است که به ویژه درابتدای ورود به مدرسه نمود می یابد وبه لحاظ آثارسوء بالقوه ای که دررفتار کودک دارد ازدیگر ترس های دوران کودکی مهم تر است. باید توجه داشت که همه کودکانی که ازرفتن به مدرسه اجتناب می کنند ، دچار ترس ازمدرسه نیستند . بعضی ازاین کودکان ازرفتن به مدرسه به این دلیل اجتناب می کنند که فعالیت های دیگر ، برای آنان تقویت کننده تراست و معمولاً به عنوان فراری ازمدرسه تلقی می شوند . بنابراین باید بین ترس وفرارازمدرسه تفکیک قائل شد .

درنوشته های اخیر درکشورمان مدرسه هراسی معادل ترس ازمدرسه ومدرسه گریزی معادل فرارازمدرسه به کارگرفته شده است .

 

امروزه ، تحقیقات رابطه درازمدت بین ترس  ازمدرسه  درکودکی وترس ازفضای باز دربزرگسالی رانشان می دهد . رابطه بین اضطراب جدایی دوران کودکی و ترس از فضای باز در زنها نسبت به مردها خیلی قوی تراست .

 

شاید ترس ازفضای بازبرشی تاخیری ازاضطراب جدایی دوران کودکی است . تحقیقات دیگری نشان می دهد که بین ترس واضطراب  درکودکان دبستانی همبستگی مثبت وجود دارد و کودکان ترسو دارای خود پنداره ضعیف ومنبع کنترل آنان بیرونی است. ترس ازمدرسه با اجتناب و ترس شدید ازرفتن به مدرسه مشخص می شود. کودکان مبتلا به این مشکل از ترس و نگرانی مبحث درباره احتمال وقوع یک حادثه یا اتفاق ناگوارصحبت می کنند وغالباً ازناراحتی های حسی مثل سردرد ، معده درد و تهوع شکایت دارند و معمولاً ترس ازمحرک های مختلف دیگر مثل ترس از تاریکی و تنها ماندن را هم بیان می کنند . تعیین اینکه چه مقدار ازاین شکایت ها عملاً با ترس ناشی  ازمحرک های همراه با رفتن به مدرسه ارتباط  دارد وچه مقدار  از آن بر اثر تقویت کنند ه های حاصل از نرفتن نگهداری شده ، دشوار است .

 

دیدگاه روان تحلیلی :

 

دراین دیدگاه فرض براین است که کودک و مادر به شدت به هم وابسته اند .این وابستگی برای کودک  این ترس را به وجود می  آورد که ممکن است برای او یا مادر حادثه ای رخ دهد . ماندن کودک درخانه ، نیازها و اضطراب های  هم مادر وهم کودک را تامین می کند . مادران این کودکان د ر کودکی خود به مادر وابسته بودند به همین دلیل با کودک خود همدردی می کنند وبه شدت مراقب کودک خود  هستند ودر برابر پرخاشجویی های کودک ،منطقی و معقول برخورد نمی کنند و تربیت کودک را دچار مشکل می سازند.

 

دیدگاه های رفتاری :

 

در این دیدگاه فرض براین است که ترس از مدرسه کودک ، به دلیل ارتباطی است که بین رفتن به مدرسه و از دست دادن مادر وجود دارد ممکن است مادر کودک را تهدید کرده باشد زمانی که او (کودک ) به خانه بر می گردد وی آنجا نخواهد بود. امکان هم دارد واکنش ترس از مدرسه با تقویت کننده های دیگر مثل اسباب بازی ،بازی با عروسک دلخواه و غذاهای خوشمزه که در روز غیبت از مدرسه مهیا بوده تقویت شود.

 

به هرحال ، این کودکان به علت مسئله عاطفی که از اضطراب شدید ناشی از ترک خانه ریشه می گیرد ، از رفتن به مدرسه اجتناب می کنند . مدرسه نماینده دنیای خارج ونوع واقعیت است وبا واقعیتی که کودک در خانه تجربه کرده تفاوت دارد. بعضی از کودکان مواجهه با واقعیت را نمی توانند تحمل کنند و از این رو به آن چیزی روی می آورند که برای آنها مانوس تر است . مدرسه غالباً نخستین مکانی است که کودک ناچار است بدون حمایت مارش درآن زندگی کند . بیشتر کودکان ممکن است این تعبیر را بدون مبتلا شدن به اختلالات اضطرابی تحمل کنند و رفتن به مدرسه برای آنها پر از هیجان مثبت باشد، مخصوصاً اگر دوره پیش دبستان را پشت سر گذاشته باشند و تجارب خوشایندی هم از این دوره داشته باشند ، ولی برخی از کودکان کشمکش های درونی خود را که ناشی از ترک خانه و جدا شدن از مادر است به مدرسه منتقل و برای رفتن به مدرسه رفتارهای اجتنابی ظاهر می سازند .پافشاری و اصرار والدین برای رفتن به مدرسه باعث پیدایش علایم روان تنی ازجمله دل درد ، تهوع ،سرگیجه و ضعف در کودک می گردد ، نکته ای که از نظر تشخیصی حائز اهمیت است اینکه در روزهای تعطیل علائم از بین می رود ،چون کودک می داند که به مدرسه نخواهد رفت ، همچنین اگر والدین یا پزشک توصیه کند که چند روزی کودک درخانه بماند، علائم بیماری ازبین می رود ، ولی دوباره روز قبل از رفتن به مدرسه یا همان روز علائم مجدداً برگشت می کنند .

 

بخشی از علت ترس از مدرسه کودک ممکن  است مربوط به عدم تطابق و سازگاری کودک با محیط  ،معلم ها و همکلاسی ها ، ضعف مهارت های ارتباطی اوو یا فقدان مهارت های مادر در برخورد با  کودک و تصورات کودک مبنی بر اینکه مادر دیگر او را دوست ندارد ،باشد .یا مسائلی مانند ضعف شنوایی و بینایی ، نیز باعث پیدایش علائم شود .هر چند مطالعات نشان می دهد که علت اصلی ، اضطراب و ترس از جدا شدن از مادر است .این کودکان اکثرا دارای هوش متوسط به بالا ، خجالتی و متعلق به طبقات بالاتر از نظر اقتصادی اجتماعی هستند و وضعیت  و جو عاطفی خانه نسبتاً مطلوب است.

 

این کودکان وابسته افراطی به مادرند و قبل از رفتن به مدرسه هرگز از مادر جدا نشده اند و حتی مادر به علت حمایت بیش از حد باعث شده است که این وابستگی شدید ترشود . معمولا مادران نوروتیک همیشه نگران این مسئله هستند که کودک خود را به تنهایی به مدرسه بفرستند واکثراً با او به مدرسه می روند و برای آوردن اوساعتی جلو مدرسه منتظرمی مانند . بنابراین علت اصلی ترس ازمدرسه ،خود مدرسه نیست بلکه علت درخانه است . به همین دلیل اصطلاح ترس ازمدرسه به نظر برخی ازصاحبنظران صحیح به نظرنمی رسد . برخی  عقیده دارند که درهشتاد درصد موارد علت در محیط خانه است وفقط بیست درصد ممکن است مربوط به مدرسه باشد . متاسفانه بعد ازمدتی ،عوامل خانوادگی با عوامل محیط مدرسه یک جا جمع شده وکودک به علت غیبت های مکرر ،عقب ماندن در درس ها وواکنش های معلمان وهمکلاس ها ،ازمدرسه حقیقتاً می ترسد ودراویک نوع تنفر ازمدرسه به وجود می آید.

 

فرارازمدرسه  یا مدرسه گریزی

 

درمدرسه گریزی ،کودک بدون اجازه والدین واولیاء مدرسه ازمدرسه غیبت می کند  . درحقیقت کود ک از مدرسه وخانه هردو فرار می کند ومقررات مدرسه ، اجتماع وخانواده رانقض می کند ،مدرسه گریزی واکنش نسبتاً طبیعی به محیط هایی است که ازنظر عاطفی خنثی وفاقد محرک های لازم است . ممکن است فشار آموزشی بیش ازتوانایی کودک با شد . درموارد نادر آموزش درسطحی است که برای کودک قابل اعتنا نیست ویا محیط غیرقابل اعتماد ورابطه ها بسیار ضعیف است. مدرسه گریزها علیه ناکامی که درخانه ومدرسه احساس می کنند ، می شورند .چون نیازهای او نادیده گرفته شده است. درواقع کودک نه دلخوشی ازخانه دارد ونه علاقه ای به مدرسه ،پس به راحتی هردو راترک می کند وخیابان را انتخاب می کند .

 

 بیشتر مدرسه گریزها هوش متوسط به پایین دارند ، ولی خواهان تغییر مداوم هستند. آنها متعلق به خانواده هایی هستند که ازنظر اقتصادی اجتماعی پایین وفقرمادی عاطفی برآن حاکم است.علایق استوار وپایداری ندارند  ودرکودکی ازروابط گرم وصمیمی محروم بوده اند . والدین ازبرقراری انضباط عاجزند .شکل های مختلف رفتارهای ضد اجتماعی مثل دروغگویی ودزدی در آنها دیده می شود . ملایم ترین صورت آن دروغگویی به والدین ومعلم ، وقتی است که به غیبت آنهاپی می برند، بنابراین مسئله اجتماعی فرار ازمدرسه با مسئله عاطفی وآسیب شناسی ترس ازمدرسه ، متفاوتند .

 

غیبت ازمدرسه عامل مشترک آنهاست ، ولی آنها عیناً درجات مختلف یک مشکل نیستند بلکه علل متفاوتی دارند ومانند علائم دو بیماری با یکدیگر تفاوت دارند تحقیقات نشان می دهد که ترس ازمدرسه وفرارازمدرسه با هم تفاوت دارد.فرار ازمدرسه به صورت اختلال رفتاری درآمده و غالباً روند های بزهکاری وضد اجتماعی رادربرمی گیرد وترس ازمدرسه بیانگر روان نژندی بنیادی است که بیشتر افراد خانواده کودک رادربرمی گیرد . بررسی مشاهدات بالینی ثبت شده بیانگر این نکته است که علت ترس از مدرسه ، اضطراب نشات گرفته درخردسالی است که به صورت یک ترس روان نژندی به مدرسه منتقل می شود .ممکن است که اضطراب فرد با اجتناب کردن ازموقعیت ترس آورمهار شود وخود درصدد فرار ازمردم وموقعیت هایی برآید که موجب ترس شدید اواست.

 

درمان :

 

اکثریت درمانگران علی رغم دیدگاه های متفاوت ، بر این عقیده اتفاق نظردارند که بازگشت سریع کودک به مدرسه بسیاراهمیت دارد . دیدگاه روان تحلیلی برای تقویت (من ) کودک برایجاد بصیرت تاکید دارد وممکن است برضرورت درمان مادر نیزتاکید شود. چون دراین دیدگاه فرض براین است که مادران کودکان مدرسه هراس اکثراً روان نژند هستند .

 

دردیدگاه رفتاری تاکید می شود :

 

1-       اضطراب جدا شدن ازمادر یا اضطراب  ازمحیط واقعی  مدرسه کاهش یابد.

 

2-       احتمال وقوع رفتار اجتنابی ازبین برود . شیوه هایی چون حساسیت زدایی منظم یامواجهه هدایت شده که برای کاهش اضطراب درمورد سایر هراس ها به کارمی آید دردرمان ترس ازمدرسه کاربرد دارد .

 

احتمال وقوع روگردانی ازمدرسه را می توان با حذف پیامدهای مثبت ماندن درخانه (مثلا دادن غذا یا اسباب بازی مورد علاقه ) ونیزبا فراهم کردن پاداش هایی برای بیشتر رفتن به مدرسه  کنترل کرد. استفاده ازحساسیت زدایی منظم درکودکان 11 تا 16 سال بیشتر ازسایر گروه های سنی مورد قبول است.

 

یکی ازپرسروصداترین موفقیت ها دردرمان ترس ازمدرسه رادرسال 1965  « کندی » ارائه داد که به ( شیوه درمان سریع برای بازگرداندن کودک به مدرسه ) مشهور گشت . اساس این شیوه به رابطه نزدیک بین مدرسه  ،خانه وتسهیلات کلینیکی درشناخت اولیه مشکل قرار دارد .کندی درپنجاه موردی که درمان کرد ، موفقیت صددرصد گزارش می کند. پیگری مشاهده کودکان ،که بین دو تا هشت سال ادامه داشت بازگشتی را نشان نداد . البته به دلیل فقدان بررسی های کنترل شده باید درنتیجه گیری دقیق احتیاط کرد دردرمان فرار ازمدرسه علاوه بردرمان های شناختی رفتاری ، مداخلات آموزشی وحمایتی ضرورت دارد ازآنجایی که مشکلات و اختلالات دوره بزرگسالی ریشه درمسائل دوران کودکی دارد وترس های دوره کودکی بستر و پایداری است که ترس ها واختلالات بزرگسالی ازآن پایه شروع به رشد می کنند  ،لازم است که به ترس های دوره کودکی بویژه ترس ازمدرسه که درتحقیقات جدید شیوع بیشتری ازآن گزارش می شود ،جدی ترنگریسته شود وبه موازات فراهم کردن تسهیلات درمانی ، روی طرح ها وبرنامه هایی  ،جهت مداخلات آموزشی وحمایتی تمرکز شود.

 

 

 

 

 

منابع :

 

 1- بهروز میلانی فر، روانشناسی کودکان ونوجوانان استثنایی

 

2- آلن راس ، اختلالات روانی کودکان

 

3 – فرزانه فریمان ،فصلنامه علمی وآموزشی نواندیش



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ