از امکانات وبلاگ دادن مشاوره به صورت آنلاین ، در اختیار قرار دادن تحقیقات و مقالات انجام شده در ویلاگ با فرستادن یک پیام ، درج کردن مقالات دانشجویان و خوانندگان عزیز با اسم خود آنها، دادن مشاوره به دانشجویان عزیز در زمینه نوشتن پایان نامه و تحقیقات خود
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | 18:48 | نویسنده : ریبوار کارگر

آموزش و پرورش ایران در هزاره سوم

 

این مقاله ضمن معرفی عوامل مؤثر در پیدایش زمینه های جدید در حوزه ی آموزش و پرورش در ایران در هزاره سوم راهکارهایی را جهت تطبیق با شرایط آینده ارائه می دهد. از عوامل بسیار مهم می توان به گسترش کمی و همگانی شدن و ... آموزش و پرورش در سطوح متوسطه و عالی و راهیابی اقشار و طبقات پایین جامعه به سطوح متوسطه و عالی اشاره کرد که آموزش و پرورش کشور را با مسائل و مشکلات جدیدی مواجه می سازد.

وقوع تحولات مهمی که در دهه های اخیر بخصوص بعد از انقلاب اسلامی به وجود آمد موقعیت فرد و جامعه را در جایگاهی قرار داد که عنوان یک رویکرد رفتاری تربیتی نسل جوان را راهی مراکز آموزشی کرد و چون آموزش و پرورش توان جوابگویی به نسل جدید را نداشته، پسروی هایی دیده می شود که این پدیده موقتی است.

گرایش جدید خانواده در کنار گرایش های سنتی و هجوم نسل جدید به دانشگاه ها و گسترش کمی آن در انواع مختلف در سال های اخیر کفه ترازو را به نفع گرایش های جدید متمایل ساخته است و موجبات حرکت آموزش و پرورش را به طرف گرایش های جدید را فراهم ساخته است. که از میان آنها می توان به راهکارهایی برای آموزش و پرورش کشور در هزاره ی سوم رسید.

 

مقدمه

با رسیدن به قرن بیست و یکم باید تمام کسانی که مدیریت های نظام های آموزشی و پرورشی فعلی را بر عهده دارند، به دقت تغییر و تحولات را ارزیابی نمایند تا برای آینده ای پر تحرک و تا حدی مطمئن آماده شوند. وجه ی مشخصه ی این آینده، تغییرات سریع و تکنولوژی پیشرفته و زیر سؤال رفتن همه جانبه ی الگوهای زندگی اجتماعی ـ اقتصادی موجود می باشد.

ایران امروز در اثر ناملایمات گذشته و 8 سال جنگ تحمیلی و فشارهای همه جانبه هنوز با مشکلات بهداشتی، اجتماعی، اقتصادی، توزیع و مصرف مواد مخدر، رشد سریع جمعیت و برخی مشکلات دیگر دست به گریبان است که مسلماً آموزش و پرورش آینده نیز با این مسائل درگیر خواهد بود و باید بتواند این مشکلات را به طور شایسته ای که در حد و شأن یک کشور اسلامی، است، حل نمایند. در واقع کشور ما و (شاید جهان امروز) در یک بحران ملی اسلامی کشور هستند و عده ای نیز با آگاهی از دیدگاه های جدید تمایل به نوگرایی تغییر و تحول در جامعه دارند که این مسأله خود یک تناقض ایجاد می نماید. این تناقض با اولین حرکت ها برای تشکیل نظام جدید تعلیم و تربیت در ایران به وجود آمده است.

 

!.دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، عضو هیاءت علمی دانشگاه اصفهان

2.دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

اولین انگیزه ی تشکیل نظام تعلیم و تربیت جدید در ایران، انگیزه هایی از سرشکست های نظامی در برابر عثمانی ها و روس ها بود. دولت وقت و پاره ای از دلسوزان کشور به این فکر متمایل شدند که فلسفه و ادبیات و به طور عام، علوم متداول به تنهایی کارآمدی ندارند و اطلاع از فنون و ابزارهای نظامی جدید نیز لازم است. در اثر ارتباط با کشورهای دیگر، به تدریج به نیازهای دیگر نیز پی برده شد و اولین مدرسه ها شکل گرفت. این شیوه ی تشکیل مدارس جدید، باعث شد نظام سنتی تعلیم و تربیت مدارس جدید را با ارزش ها و فرهنگ خود بیگانه تلقی کند.

تناقض حفظ فرهنگ خودی و نیاز به ابزار و تکنیک دیگران و به تبع آن، پذیرش فرهنگی که از آن تکنیک جذابیت (گذشته از آن که آن فرهنگ خوب است و یابد) از همان روزهای اول تشکیل تعلیم و تربیت جدید مطرح شد. این مسأله هیچگاه در طول سال های اخیر تا به امروز راه حل علمی نیافته است. (1)

هزاره ی سوم در آینده به وجود می آید که اساسی ترین موضوع آن ایجاد مداری است که خود را برای شنیدن صدای دیگران آماده می کنند، وقتی که اطلاعات از طریق رایانه ها و اینترنت تمامی مرزها را درمی نوردند، مربیان، تدوین کنندگان برنامه ی درسی، نویسندگان کتاب های درسی نه تنها باید صدای دیگران را بشنوند، بلکه ابزارهای ارتباطی آموزش و پرورش را باید تحت سلطه خود در آورند. مایک اپل تأکید می کند که با عقلانی و اقتصادی تر شدن برنامه ها و روش های آموزگاران دچار مشکل می شوند.

فناوری در آموزش را به مانند یک تله موش بهتر در نظر می آوریم. با توجه به یک نمونه برنامه درسی فرآیند فناوری معین می گوید اگر ما را با کارآمدی و ارزانی از نقطه الف به ب ببرد، خوب است، فناوری به سادگی به ابزاری دیگر برای فرو کردن دانش از پیش انتخاب شده به کله ی دانش آموزان بدل می گردد. فیلم ها بهتر از کتاب های درسی خشک یا یک سخنرانی ارزیابی می شوند. حرف ها تغییر نمی کنند بلکه تنها معنا ها دگرگون می شوند.

در آینده زمینه ای برای تحلیل هایی که اجازه بیان آرای متفاوت را می دهند بدون آنکه راه را به فکر و عمل سد نمایند و تفکر خلاق را ترغیب کنند، به وجود می آید. حال با آین نگاه به آینده
 می خواهیم برای آموزش و پرورش کشور راهکارهایی عملی ارائه دهیم با توجه به اینکه تعلیم و تربیت کاری بسیار دشوار و ظریف است.

گسترش علم تکنولوژی علت کمرنگ شدن شدید بسیاری از ارزش های جوامع ما قبل مدرن شد. مدرنیسم به مثابه شکلی خاص از زندگی، خود را بر تمامی جوامع تحمیل کرده و تغییراتی بنیادینی در ماهیت زندگی ایجاد می کند که در تغییر ارزش ها رخ می نماید جوانان این تغییر ارزشها را
بی هیچ دغدغه ای می پذیرند و همین سبب گشته که در تمامی جوامع در حا ل توسعه، میان نسل های جدید تر و نسل های قدیمی تر (فرزندان و والدین) مناقشه و حتی بیگانگی از هم پدید آید.

بسیاری از این دگرگونی ها در سطح ارزش های عرفی و قراردادی رخ می دهد و برخی در اعتقادات حادث می شود. برخی از دگرگونی های ارزش از لوازم ناگزیر تغییر صورت مناسبات زندگی اجتماعی حادث می شود. برخی چنین نیستند. یک نظام تربیتی و آموزشی کارآمد باید اولاً توانایی درک ناگزیری دگرگونی ارزش ها با مدرن شدن جامعه را داشته باشد و ثانیاً ظرفیت برخورد فعالانه با دگرگونی ها را داشته باشد یعنی بتواند میان تغییرات منفی و مثبت در ارزش ها پالایش کند.

کم نیستند کسانی که عقیده دارند در چند ساله ی اخیر اوضاع و احول نسل سوم انقلابی علی رغم عمر اقداماتی که در جهت تربیت و هدایت ایشان با استفاده از کلیه امکانات اجتماعی صورت گرفته است، چندان چنگی به دل نمی زند. اکنون سؤال جدی این است که چرا جوانان و نوجوانانی که با انقلاب آن هم انقلاب اسلامی و شیعی رشد کرده اند و بیش از دیگر اقشار جامعه تحت آموزش و  تربیت و تبلیغات بوده اند دچار چنین وضعیتی هستند؟

یکی از ساده ترین پاسخ های ممکن، توطئه ی دشمن خارجی و عوامل و ایادی آن است. حتی در صورت پذیرش این پاسخ، همچنان پرسش نخستین باقی است که چرا جوانان و نوجوانان در چنین محیطی آنچنان آسیب پذیرند که به سهولت در دام فریب دشمن گرفتار آمده اند؟

پاسخ دیگر آن است که تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی چندساله ای اخیر که با پدیده ی دوم خرداد هویت می یابد چنین وضعیتی در نسل جدید شده است و از این رو تنها راه برون رفت از از وضعیت نگران کننده ی فعلی، بازگشت به دوران قبل از دوم خرداد و حتی قبل تر از آن است. اگر این نظریه را نیز بپذیریم باز هم پرسش نخستین باقی است که چرا جوانان و نوجوانان رشد یافته در فضای اسلامی انقلابی آن قدر سست مایه و کم بنیه اند که خود عامل اصلی به وجود آمدن
پدیده ای شده اند که به رغم قائلان این نظریه، در جهت خلاف انقلاب و ارزش ها و باورهای آن حرکت می کنند؟

واقعیت آن است که این مسأله و خواسته ها، یعنی توسعه، آزادی، حقوق انسانی، جامعه مدنی و اصلاحات از قبل نیز وجود داشته اند، اما در دوم خرداد امکان بروز و ظهور یافته اند و به بیان دیگر دوم خرداد آینه ای است که کژی ها و کاستی ها را نمایاند و می نماید و فاصله میان آنچه را که هست و آنچه را که باید باشد به روشنی نمایان ساخت و می سازد.

 

ناکار آمدی نظام تربیتی

به نظر می آید پاسخ واقعی، ناکارآمدی نظام تربیتی است. مروری بر ویژگی های یک نظام تربیتی ناکارآمد و وارونه می تواند دریچه های قابل اعتنایی برای پاسخ به آن پرسش اساسی فرار رویمان قرار دهد.

الف) تربیت در فضای بسته: در فضای بسته خلاقیت های مجالی برای ظهور پیدا نکرده، در نتیجه نظام تربیتی از همفکری و مشارکت همگانی محروم می گردد و از نظریات انتقادی و اسلامی نیز بی بهره می ماند.

ب) تکیه بر آموزش به جای تربیت : آموزش در یک نظام تربیتی سهمی بسیار کوچک دارد و کارآمدی یک نظام با استفاده از روش های خاص تربیتی در قالب برنامه های متنوع افزایش می یابد.

ج) استفاده بیش از حد تربیت تبلیغی، شعاری و حتی تجمعی: اگر چه تبلیغات در دنیای امروز از تأثیرات فراوانی برخوردار است، اما نمی تواند به درونی شدن ارزش ها کمک زیادی نماید، حال آنکه یک نظام تربیتی کارآمد باید بیش از هر چیز به درونی شدن آموزه های خود در افراد بیندیشد.

د) عدم پاسخ به سؤالات افراد: جلوگیری از طرح سؤالات و عدم تولید پاسخ های اصولی برای این قبیل سؤلات نه تنها مایه از بین رفتن این پرسش ها نمی شود بلکه پتانسیل عظیمی را برای عصیان در افراد ایجاد خواهد کرد.

ه) تکیه بر یک برداشت خاص از مذهب و سیاست و با توجه به دگرگونی ارزش ها و حتی ارزش های اعتقادی، تاکید بر برداشتی خاص می تواند انعطاف پذیری لازم را برای ایجاد زمینه های دگرگونی منطقی و مثبت در آن ارزش ها را از بین ببرد و حتی ارزش های غیر قابل تغییر لطمه وارد سازد.

و) عدم استفاده از تمامی سرمایه و امکانات: به کارگیری سرمایه ها و امکانات موجود در جوامع
می تواند واجد تأثیرات عظیمی در بازدهی شیوه های تربیتی باشد.

ز) عدم نگاه و نگرش مناسب به نسل جوان، نگاه آمرانه، از بالا به پایین، تحقیر آمیز و سرشار از
بی اعتمادی، باعث بی اعتنایی و حتی موضع گیری مخاطبان، به ویژه نسل جوان نسبت به نظام تربیتی خواهد شد، زیرا در این نگاه جوانان افرادی ضعیف و نیازمندی هستند که باید دائماً خوبی ها و بدی ها را به ایشان گوشزد کرد و مراقبشان بود و از این منظر، افکار و اظهار نظرهای جوانان به حکم آنکه بچه اند قابل اعتنا نیست. بدیهی است واکنش طبیعی نسل جوان به چنین نظام تربیتی مردود دانستن آموزه ها و خواسته های مندرج در آن است.

حال با توجه به ناکارآمدی و بحران تعلیم و تربیت کشور و در آستانه هزاره ی سوم با توجه به دیدگاه های جدید در روش های تدریس، فلسفه ی تعلیم و تربیت، رسانه های آموزشی و ... باید یک برنامه آموزشی را طراحی نماییم که در عین حفظ هویت و ارزش های پایه، موجب تحول و تغییرات در جامعه شده و حداقل بتواند پاسخگوی نیازههای نسل های بعدی جامعه شود.

بی تردید کشور ژاپن به عنوان پیشگام کشورهای جهان در دنیای فناوری قرن بیست و یکم، توجه بسیاری از جهانیان را به خود جلب کرده است، آمریکایی ها و اروپایی ها علاقه خاصی به مطالعه و بررسی نظام آموزش و پرورش ژاپنی از خود نشان داده اند.

چه بسا این علاقه با موفقیت چشمگیر ژاپن در تجارب بین المللی که در دهه های 1970 و 1980 بروز کرد، مرتبط بوده است. این گرایش مشتاقانه با دستاوردهای بین المللی دیگری نیز تقویت شده است. دانش آموزان ژاپنی همواره در انجام تست های بین المللی به اجرا گذاشته شده، که توسط مؤسسه بین المللی ارزیابی دستاوردهای آموزشی و پرورشی تواناتر به نظر رسیده اند. به نظر استیونسون طی گزارش بررسی های بین المللی پیشرفت، دانش آموزان دبیرستانی ژاپنی دستیابی به نمرات بالا در علوم و ریاضیات اشتهار جهانی دارند.

مشاهده این ویژگی ها یکی از مردم شناسان آمریکایی را بر آن داشت تا ادعا کند که ((یک دیپلم دبیرستان ژاپن برابر درجه کارشناسی (لیسانس) در آمریکاست.)) نه تنها بازرگان آمریکایی، که مربیان برجسته از کشورهای در حال توسعه و پیشرفت غربی در جست و جوی دست یابی به اسرار و موفقیت های صنعتی، آموزشی و پرورشی ژاپنی ها هستند و رهبری جهان در فناوری الکترونیکی، ژاپن را پیش از کشورهایی که انقلاب صنعتی اول به راه انداختند، پیشگام انقلاب صنعتی دوم قرار دارد. نه تنها در طراحی و تولید ریزپردازنده ها، که در انقلاب صنعتی سوم که در نمایشگاه 81 ظهور کرد، ژاپن کشوره های صنعتی را رهبری و پیشگامی کرده است.

روشن است که راز پیشرفت ژاپنی ها در آموزش و پرورش، اقتصاد و دیگر عرصه ها چند بعدی است. با این حال، درک درست این پدیده بدون توجه به تأثیر و نقش فرهنگی که این پیشرفت ها از آن ناشی شده غیر ممکن است. ارتباطات بین مربی و متربی، خانه و مدرسه،کار و اوقات فراغت، محتوای برنامه آموزشی و شیوه های اجرای آن، نمونه های کامل تلفیق فرهنگ و نظام آموزش و پرورش در این کشور است. شیماهارا در مقاله تحلیلی خود درباره ی نقش مبانی فرهنگی پیشرفت دانش آموزان در ژاپن استدالال می کند که به سختی می توان ویژگی اساسی فعالیت های آموزشی و پرورشی کشور ژاپن را بدون توجه به مبانی فرهنگی حاکم در آن کشور تعیین کرد. (4)

یکی از دلایل موفقیت ژاپنی ها توجه به بحث مدیریت آموزشی است. در کشور ژاپن اعتقاد بر این است که اصلاح فرهنگ کشور و اجرای هرگونه برنامه تربیتی بستگی به همت والای مدیران دارد. در این کشور داوطلبان شغل مدیریت مدارس به وسیله آزمونی تحت نام آزمون تعیین صلاحیت حرفه ای مدیران و معاونان مدارس که از سال 1996 در سراسر ژاپن متداول گردیده گزینش می شوند. قبول شدگان این آزمون پس از گذراندن یک دوره ی یک ساله در زمینه ی مدیریت آموزشی که در مراکز عالی تربیت معلم یا دانشکده های علوم تربیتی دانشگاه های ژاپن برگزار می گردد، مدیریت مدارس را بر عهده می گیرند قابل ذکر است که داوطلبان شغلی مدیریت علاوه بر پذیرش در آزمون و گذراندن دوره باید واجد شرایط زیر باشند:

1- دارا بودن پنجاه سال سن برای تصدی معاونت و پنجاه و چهار سال سن برای مدیریت مدارس

2- دارا بودن حداقل بیست سال تجربه موفق آموزشی برای مدیران و پانزده سال برای تصدی شغل معاونت مدارس

3- دارا بودن تألیفات و آثار علمی و تربیتی قابل قبول

4- دارا بودن تحصیلات دانشگاهی (حداقل لیسانس) دارندگان درجه ی علمی کارشناسی ارشد که صاحب گواهینامه درجه یک معلمی باشند در اولویت قرار می گیرند.

از دیگر مسائل مهم در نظام آموزش و پرورش ژاپن بها دادن به معلم است. در فرهنگ ژاپن معلم از احترام و منزلت والایی برخوردار است. برای استخدام معلمان چند آزمون و مصاحبه برگزار می شود. حقوق معلمان مدارس بر اساس دو عامل تحصیلات و سابقه مشخص می شود هر سال بر اساس قانون افزایش حقوق معلمان مدارس دولتی مصوب 1954 در حقوق معلمان تجدید نظر می شود تا قدرت خرید و سطح رفاه مادی آنان کاهش نیابد. علاوه بر آن هر دو سال یک بار معلمان از ارتقای پایه برخوردار می شوند و به معلمان شایسته ارتقای اضافی نیز داده می شود. کلیه معلمان علاوه بر حقوق ماهانه از زندگی، کمک هزینه مسکن، کمک ایاب و ذهاب و پاداش دریافت می کنند. پاداش که هر سال سه بار به معلمان داده می شود معادل 3/5 برابر حقوق ماهانه هر معلم است.

افزون بر تسهیلات مالی فوق ... اخیراً شورای مرکزی آموزش و پرورش ژاپن با توجه به این اصل که هیچ تغییر و تحول در نظام آموزش و پرورش صورت نمی گیرد مگر آنکه از همکاری معلمان شایسته و زبده با سطح رضایتمندی بالایی نسبت به شغل خود استفاده شود، دست به اجرای طرحی در جهت ارتقای کیفیت برنامه های مراکز تربیت معلم و فراهم سازی امکانات رفاهی بیشتر برای معلمان زده است. که پرداختن به مفاد آن از حوصله ی این مقاله بیرون است. در حال حاضر تنها 5/8 درصد معلمان ژاپن دارای مدرک پایین تر از لیسانس هستند. (6)

در قرن گذشته شرایطی مثل شرایط کشور ما بر فرانسه حاکم بود یعنی هجوم جوانان و اقشار طبقات پایین به مراکز آموزشی که موجب بروز مشکلاتی شد. این عوامل موجب ظهور گرایش هایی را در جامعه شناسی آموزش و پرورش گردید. در این کشور نگرش به افراد، نگرش کیفی است. فرد به عنوان یک فرد خاص و خود مختار مطرح است در حالی که در مکاتبات حاکم قبلی بر آموزش و پرورش فرد عنوان عضوی از جمع مطرح بود. در دیدگاه های اثبات گرایانه تمام توجه ها متوجه قضایای بیرونی دانش آموزان اما تحولات اواخر قرن بیستم در فرانسه به خود دانش آموز و نیازهای آن بنماییم. متأسفانه برنامه ریزی و تمام کارهای آموزش و پرورش صورت متمرکز و از بالا به پایین اجرا می شود. در حالی که در هزاره ی سوم باید توجه خاصی به نیازها و خواسته ها و علایق دانش آموزان شود و با توجه به گسترش ارتباطات اطلاعاتی دیگر نمی توان آموزش را فقط به کلاس منحصر کرد. لذا باید یادگیری کلاس طوری طراحی شود که علاقه دانش آموز را حداقل برابر با یادگیری از رسانه هایی چون اینترنت فراهم آورد.

در دیدگاه های قدیم دانش آموزان را به عنوان شهروند خوب تربیت می کردند. او باید در مدرسه یاد می گرفت به هنجارهای جامعه و ارزش های آن جامعه همساز باشد و فرد مفیدی برای جامعه باشد. اما فرانسو دوبه ب این هنجار و کارکردها بعد جدیدی اضافه کرد که از نظر او دارای اهمیت فراوانی بود. پژوهشگر مدرسه را دارای کارکرد پرورش مهمی قلمداد می کند که در موارد بسیاری از دیده ها پنهان می ماند. محیط آموزش، کودکان را به دنیای معلم و دانش و اندیشه می برد و به آنها تفکر انتقادی می آموزد. این بدان معناست که هر فرد با تکیه بر تجربه ی فردی خود با دنیای پیرامون خویش تماس بگیرد و با آن ارتباط بر قرار می کند. به همین دلیل فردی که محصول نظام آموزشی است در موارد بسیاری با معیارهای از پیش تعیین شده و الگوهای مورد علاقه نظام به آسانی کنار نمی آید. دانش آموز هنجارها و ارزش ها را فقط به ذهن نمی سپارد بلکه در مورد آنها می اندیشد و با نگاه و تجربه خود با آنها برخورد می کند. (7)

دوبه دبیرستان های فرانسه را به چهار دسته تقسیم می کند، پژوهش دوبه، هم زمان از
تفاوت های فاحش موجود در دبیرستان ها پرده بر می دارد و نشان می دهد که چگونه دبیرستان های واقعی با سطح خوب در ایجاد فرهنگ و ذهنیت دانش آموزان و هویت دادن به آنها و نیز به وجود آوردن حس وابستگی به آموزشگاه در آنان، نقش تعیین کننده ای بازی می کند. (8)

همان طوری که ملاحظه می گردد کشور فرانسه نیز شرایطی مثل شرایط ما را پشت سر گذاشته است، اما ما با استفاده از تجربیات آنها سریع تر می توانیم از بحران خارج شده و مشکلات خویش را حل نماییم. از دیگر دیدگاه های جدید در فرانسه که می تواند راهگشای آموزش و پرورش ما در آستانه ی هزاره ی سوم باشد ، بحث رابطه با دانسته هاست. بر اساس دیدگاه شارلو این تجربه گذشته فردی است که شکست تحصیلی را رقم می زند نه فقط مسائل محیطی، به نظر وی تجربه گذشته فرد در خلاء به وقوع نمی پیوندد. تاریخ زندگی هر فرد در مجموعه ای از روابط با دیگران و در چهارچوب های اجتماعی و روابط میان افراد معنا پیدا می کند. لذا تجربه ی گذشته هر فرد هم فردی و هم اجتماعی است. اهمیت بعد شخصی تاریخ هر فرد نشان می دهد که دانش آموز در موقعیت های آموزشی ، موجودی بی اراده در دست معلمان و نظام آموزشی نیست، بلکه از جایگاه شناسا برخوردار است و فعالانه در یادگیری دخالت و مشارکت می کند. از سوی دیگر او در روند یادگیری فقط به باز تولید آن چه به او گفته می شود نمی پردازد بلکه با تجربه شخصی خود آن را دوباره می سازد. (9)

این در حالی است که در آموزش و پرورش کشور دانش آموز هیچ اراده ای برای یادگیری ندارد و تابع نظرات و تصمیمات معلم و در برخی از موارد والدین است.

از دیگر مسائلی که در آموزش و پرورش هزاره ی سوم باید مدنظر قرار گیرد چهار رکن تعلیم و تربیت در قرن بیست و یکم است. این چهار رکن عبارتند از ((یادگیری برای زیستن ، یادگیری برای دانستن ، یادگیری برای انجام دادن و یادگیری برای زیست با یکدیگر است.)) در واقع تأکید تعلیم و تربیت به بحث آموزش منحصر شده و از آن نیز تنها به یادگیری طوطی وار و حفظ کردن برای گذراندن امتحان تأکید می شود و از تفکر و اندیشه خبری نیست.

از دیگر مسائل دنیای آینده ، آموزش و پرورش جهانی (11) است که با توجه به گسترش بی حد و حصر رسانه هایی چون اینترنت یک امر مسلم است ، این مسأله باید از دو جنبه مد نظر قرار گیرد. اول اینکه در حالی که در کشورهایی چون مکزیک و تایلند از اینترنت در آموزش به طور وسیع استفاده می کنند در کشور ما مدارس هنوز رایانه برای کارهای اداری در اختیار ندارند. وزارت آموزش و پرورش سایت فعالی در دست ندارد اما از طرف دیگر مسائل منفی که جهانی شدن آموزش و پرورش را به دنبال دارد با توجه به اینکه کنترل در این زمینه نمی توان انجام داد (حتی اگر در تعلیم و تربیت هم از این رسانه استفاده نکنیم در جامعه و خانواده های جای خود را باز کرده است) لذا وظیفه متولیان تعلیم و تربیت در حفظ هویت و ارزش ها سنگین تر می شود. لذا ما اولاً باید آموزش و پرورش را طوری برنامه ریزی کنیم تا از کشورهای در حال توسعه عقب نیفتیم ، دومین کار با برنامه ریزی های دقیق و توجه به نیازهای فراگیران ، علاقه و تمایل آنها را به درس و آموزش رسمی و حفظ و حتی افزایش دهیم.

از دیگر مسائل دنیای آینده ، ضرورت پرورش تفکر جانبی و تفکر خلاق در دانش آموزان است که خود مبین نگرش انتقادی به وضع موجود نظام های آموزش و پرورش است. در آموزش و پرورش امروز کشور ما معلم و کتاب درسی تصمیم گیرنده هستند. البته به علت ضعف علمی و همچنین تمرکز در سیستم آموزش و پرورش در واقع معلم نیز تنها توضیح دهنده ی کتاب درسی است و دانش آموز باید مسائل مطرح شده در کتاب و تحلیل های معلم را بپذیرد در حالی که یکی از رویکردهای جدید در آموزش و پرورش در جوامع پیشرفته تفکر خلاق است. دانش آموز خود باید تفکر کند ، خود مستقیماً تجربه نماید ، خود بسازد تا هم اعتماد به نفس کسب نماید و هم مستقیماً یاد بگیرد و هم خلاقیت وی رشد نماید. در این زمینه به عدم امکانات کافی در زمینه ها و موضوع های مختلف باید اشاره کرد. مثلاً برای یادگیری و زیان انگلیسی استفاده از اینترنت در کلاس درس بهترین انگیزه را با ایجاد موقعیت ارتباط مستقیم با یک فرد فراهم می کند. این در حالی است که در کشور ما هنوز مدارس به اینترنت وصل نشده اند. حتی معلمان امکان استفاده از این رسانه را در اختیار ندارند.

از دیگر مسائلی که حتماً باید مد نظر قرار بگیرید توجه به مسائل روحی بشر می باشد. توجه و توصیه به استفاده از دعا در آموزش و پرورش است. (13) یکی از عمده ترین مشکلات جوامع پیشرفته با دست یافتن بر انواع و اقسام وسایل پیشرفته سرخوردگی بشر و آن جوامع و احساس آرامش نکردن وی است. با توجه به پیشینه دینی کشور آموزش و پرورش کشور باید در عین حالی که برای رساندن افراد به سطح بالای علمی و فنی و اقتصادی تلاش می کند باید از لحاظ روحی و روانی نیز آنها را رشد دهد. متأسفانه دانش آموزان مدارس کشور ما به حدی با مشکلات روبرو هستند که با کوچکترین حرفی پرخاشگری می نمایند (مشکلات اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... خانواده ها از یک طرف و توجه نرکدن به نیازهای جوانان چه در خانواده و چه در جامعه و مدرسه از طرف دیگر باعث می شود تا آنها احساس عدم امنیت نمایند. لذا با هر حرف و حرکتی آشفته می شوند). در این زمینه اسلام دعاهای بسیار زیادی دارد و از طرف دیگر در جامعه ی ما زمینه های بسیار مثتبی چون ایام محرم وجود دارد که برنامه ریزان از این مسائل و زمینه های باید به نحو احسن و شکل دادن صحیح و درست شخصیت افراد جامعه استفاده نمایند. از دیگر مسائل آموزش و پرورش دنیای آینده تأکید بر هنر و خلاقیت ویژه آن است. با توجه به این که هنر نقش والایی در تلطیف روح انسان داشته موجب رشد نگرش عاطفی انسان و درک زیبایی می شود که تأثیر مهمی در آموزش انسان دارد. خوشبختانه در این زمینه نیز در کشور ما در اکثر زمینه های هنری فعالیت های خوبی صورت گرفته است. اما هنر در آموزش و پرورش کشور ما عمدتاً به نقاشی و خط در یک ساعت کلاس هنر محدود شده است ، لذا باید در برنامه ریزی ها ضمن افزایش ساعات هنر و آموزش دادن معلمان یا به روش های دیگر زمینه را برای بروز استعدادهای مختلف هنری دانش آموزان و رشد خلاقیت هنری آنها فراهم آوریم تا در آینده با تلطیف روح آنها از مشکلات آنها کاسته شود. از دیگر مسائل تعلیم و تربیت در دنیای آینده ، آموزش ارزش هایی از قبیل عشق ورزیدن ، صلح ، احترام به محیط زیست و تعاون و همکاری است. (15) در اهداف برای سال دوهزار کشور آمریکا و کشورهای دیگر برای تربیت دانش آموزان به این مسائل توجه خاصی دارد. ما به عنوان یک کشور اسلامی باید در این زمینه توجه بیشتری داشته باشیم. این در حالی است که در این زمینه نیز ما فعالیت مثبت انجام داده ایم باید با یک مطالعه دقیق و ایجاد شرایطی دانش آموزان را با احترام به دیگران توصیه های مستقیم به دانش آموزان است. اگر ما درست به دانش آموزان احترام بگذاریم و او عملاً احترام را درک کند تا در اثر برخوردهای ما سرخورده نشود او نیز یاد خواهد گرفت که به دیگران احترام بگذارد.

 

 

 

نتیجه گیری :

در این مقاله ضمن معرفی اجمالی دیدگاههای جدید در آموزش و پرورش به بیان بحران آموزش و پرورش کشور پرداخته وضعیت آموزش و پرورش ژاپن را به عنوان یک کشور پیشرو بیان نمودیم. سپس ضرورت های آموزش و پرورش هزاره ی سوم را در کشور مطرح کرده و به صورت ارائه شواهد از کشورهای پیشرفته به بیان راهکارهایی بر حل بحران فعلی آموزش و پرورش کشور پرداختیم و این نکته ضروری است که برای دست یافتن به راهکارها و برنامه های عملی به مطالعات و تحقیقات گسترده نیازمند است.

 

منابع

1- بحران تعلیم و تربیت در ایران معاصر ، فصلنامه حوزه دانشگاه ، شماره 14

2- دبیری اصفهانی ، عذرا ، آقازاده ، محرم ، اندیشه های نوین در آموزش و پرورش ، آیش ، 1380 ، ص 55

3- شاهد ، علی ، نظام تربیتی و دگرگونی ارزش ها ، مجله بازتاب اندیشه ، شماره 10

4- شاملی ، عباسعلی ، چشم اندازی بر شاخص های فرهنگی نظام آموزش و پرورش ژاپن ، ترجمه هادی حسین خانی ، فصلنامه معرفت ، شماره 44

5- آقازاده ، احمد ، آموزش و پرورش تطبیقی ، سمت ، 1379 ، ص 187 ـ 186

6- مهر محمدی ، محمود ، کندوکاو در برخی از ابعاد آموزش و پرورش آلمان و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران ، انتشارات پژوهشکده تعلیم و تربیت ، 1375 ، ص 16

7- پیوندی ، سعید ، گرایش های جدید در جامعه شناسی آموزش و پرورش فرانسه ، فصلنامه تعلیم و تربیت ، 1379 ، شماره 3

8- همان ، ص 136 ـ 135

9 همان ، ص 138

10- مهر محمدی ، محمود ، گزارشی از پنجمین کنفرانس بین المللی یونسکو ـ امید ، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت ، شماره 11 ، 12 ، ص 135

11- همان ، ص 136

12- همان ، ص 136

13- همان ، ص 137

14- همان ، ص 137

15- همان ، ص 139

 



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ